counter create hit
مطالب مرتبط:

روایت مهناز افشار از تاریخ باشگاه استقلال

مهناز افشار بازیگر سرشناس سینمای ایران به فیلم «آبی به رنگ آسمان» پیوست و قرار شد راوی فیلمی باشد که در مورد تاریخ باشگاه استقلال است.

دلار آمریکا فروش در صرافی ۵۵۰۰ تومان خرید در کف خیابان ۵۹۰۰! + جزئیات/ پشت پرده تماس های دلالان چیست؟

صرافی های منتخب بانک مرکزی به هر یک از مسافران بین 2 تا 3 هزار دلار با محدودیت کارت ملی و مدارک سفر به قیمت 4970 تومان می فروشد.

اکران فیلم «لونه زنبور» با حضور هنرمندان

لونه زنبور فیلمی به کارگردانی برزو نیک نژاد و تهیه کنندگی سعید خانی و با صدای زیبای هوروش بند است. این فیلم محصول سال ۱۳۹۶ است و در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر نیز خوش درخشید. ...

بازیگر برنده اسکار روزنامه استرالیایی را به دادگاه کشاند

جفری راش بازیگر استرالیایی برنده اسکار بعد از انتشار مقاله نشریه «تلگراف» مبنی بر اتهام بدرفتاری، عملا زمین گیر شده است. بنا به شهادت مشاور حقوقی این بازیگر 66 ساله، راش اشتهایش را از دست داده و به ندرت غذا می خورد. در متن شکایتی که امروز تسلیم دادگاه فدرال شده آمده است ...

صداوسیما فقط کالای ایرانی جایزه می دهد

با دستور رئیس سازمان صداوسیما از این پس برنامه های رادیویی و تلویزیونی موظف شدند جوایز و هدایای خود را صرفاً از میان کالاهای ایرانی انتخاب کنند.

رونمایی از صحنه های ناخوشایند عرصه مدیریتی!

سيد مصطفي هاشمي طبا درذ روزنامه شرق نوشت: مجلس ديروز يکي ديگر از صحنه هاي ناخوشايند عرصه مديريت در کشور را رقم زد.

بدشانس های ۲۰۱۷؛ فیلم های خوبی که دیده نشدند

سایت های مختلف جمع بندی خودشان را از بهترین فیلم های سال 2017 ارائه داده اند. بارها تکرارشان کردیم و تقریبا همان فهرست همیشگی هم از کار در آمده اما سایت لوپر نگاهی انداخته به فیلم هایی با کیفیت که در هیاهوی جوایز به قدر کافی قدر ندیدند. ...

و حالا هوش مصنوعی می تواند متن ها را تبدیل به تکه های کوچک ویدئویی سریال عصر حجر کند!

و حالا هوش مصنوعی می تواند متن ها را تبدیل به تکه های کوچک ویدئویی سریال عصر حجر کند!

قدیمی ترها شاید سریال فلینتستن ها Flintstones که زمانی در ایران از تلویزیون با عنوان عصر حجر پخش می شد را به یاد بیاورند. این سریال، راشرکت هانا-باربرا تولید می کرد و از ABC پخش می شد. ...

پیشنهادهای فرهنگی آخر هفته

«فِراری» ساخته داود نژاد، احتمالا متفاوت ترین فیلم روی پرده است، داستان دختری که به دنبال رویاهایش در شهر می چرخد و با جامعه ای پر مخاطره مواجه می شود. ...

سوتی تاریخی مجری صدا و سیما بین دو نیمه بازی رئال مادرید و یوونتوس!

بامداد پنجشنبه ۲۳ فروردین ۹۷ و در خلال برنامه ی گزارش ورزشی که به بازی تیم های رئال مادرید و یوونتوس می پرداخت، سوتی جالبی توسط رضا جاودانی مجری برنامه های ورزشی رخ داد که میلیون های بیننده شاهد این صحنه بودند. رضا جاودانی زمانی که دوربین بین دو نیمه و ...

مشکلات کارگردان معدن همچنان باقی است/ اگر بمیرید هم باید کار کنید

مستند «زمستان یورت» با حضور کارگردان اثر و یکی از نمایندگان کارگران معدن یورت در دانشگاه صنعتی شریف اکران و بررسی شد.

اتفاق بی سابقه برای ایرانی ها در کن ۲۰۱۸

در جشنواره کن امسال سه کارگردان ایرانی برای دریافت نخل طلا با هم رقابت می کنند. اصغر فرهادی با فیلم «همه می دانند»، جعفر پناهی با فیلم «سه رخ» و اوا هیوسون با فیلم «دختران خورشید». ...

حواشی جالب فوتبالی از نگاه فوتبال ۱۲۰ (بخش یک)!

کلیپی از برنامه ی فوتبال ۱۲۰ شبکه ورزش ۲۳ فروردین ۹۷ که در ” آیتم فان یک” به نمایش جالب ترین اتفاقات فوتبالی در فوتبال جهان پرداخته است. حواشی جالب و کمی هم دردناک در این آیتم گنجانده شده است. پارس فوتبال شما را به تماشای این کلیپ دعوت می کند. ...

حواشی جالب فوتبالی از نگاه فوتبال ۱۲۰ (بخش دوم)!

کلیپی از برنامه ی فوتبال ۱۲۰ شبکه ورزش ۲۳ فروردین ۹۷ که در ” آیتم فان دو” به نمایش جالب ترین اتفاقات فوتبالی در فوتبال جهان پرداخته است. حواشی جالب و کمی هم دردناک در این آیتم گنجانده شده است. پارس فوتبال شما را به تماشای این کلیپ دعوت می کند. ...

نویسنده هنوز اتصال به یک پرینتر که نیست

نویسنده ایرانی هنوز مخاطب را به صف می کند

گزارش اخبار جهان, شاید شما نیز لینک برگزیده جایزه جلال آل احمد در سال جاری به عنوان خوانده شده. رمان "کتاب" نوشت: آقای چهل و..... داستان از جایی که زندگی فرد و اجرای محتوای خود را بر روی لوازم آرایشی و بهداشتی, کتاب, علامت گذاری و به دنبال کاخ کتابخانه نسخ خطی شاه قاجار (از آن است که در روز از این رویداد استبداد صغیر و به توپ بسته شدن مجلس است. مشکلات در بخش چهارم کتاب است که نشان می دهد لذت بزرگ و بخش بزرگی از زمین با سواد آن زمان به یک کتاب از آنها چند بار در راه به کف, ایالات متحده است. در دیگر; و از کتاب های فوق العاده است که برای سال ها در کتابخانه پادشاه تبلیغات از خاک است. با توجه به کتاب و البته تاریخ این مجمع در صفی است ضبط خوشه های تشکیل شده در نبرد ماراتن به محقق آن ، تن به هر چیزی که آنها را البته در پایان به عنوان آن را نمی خواهد بود که باید. حالا اما داستان تغییر کرده است. می نویسم و می گویند نه برعکس. تغییر به این معنی است که کتاب این روزها به تسخیر قلب را از خطرات ناشی از تن خود را به هر چیزی. از ملون به انواع قطعات و چرم و بسته بندی با حضور در فروشگاه های جور و رابط کاربری کیوسک مطبوعات نوشته شده فوق العاده شیک بالای شهر. فروش در کمپین های مختلف تا زمانی که حراج در فضای مجازی است. در طول راه به کتاب, البته, اما از آن است که گفت: دل مخاطبان با مرگ او. این قدرت است اما آن چیزی که بسیار عجیب و غریب است که این محدودیت نقض شود. اتفاقی از جنس آنچه این روزها در پایتخت و برخی از شهرها در حال رخدادن برای برخی از آثار از قضا وطنی است که گفته می شود در مقابل نویسنده غیرایرانی و جریان ترجمه دیگر حنایشان رنگی ندارد. این روزها حرف های زیادی درباره داستان و نویسنده ایرانی به زبان رانده شده تا نشان دهد او چرا در میان مخاطبانش بی اقبال است. از نداشتن جهانبینی و تفکر جهان شمول او تا نبود نظام سالم توزیع و در نهایت متن پرکشش و قصه ای برآمده در شناخت صحیح مخاطب و فصل مشترک همه نیز نگاه باری به هر جهت نویسنده ایرانی به نوشتن بوده با چاشنی موضوعاتی از جنس ممیزی کتاب. اما وقتی این روزها خواه نویسنده ای چون رضا امیرخانی و خواه نویسنده ای چون مصطفی مستور، مخاطبان خود را به رخ می کشند و صف آنها را پیش روی تحلیل گران از پیش بازنده داستان و ادبیات ایرانی قرار می دهند، بار دیگر این گذاره در ذهن ها پررنگ می شود که کتاب ایرانی هم می تواند کالایی باشد که جمعیت زیادی برای داشتنش ساعت ها به انتظار می ایستند و برای گرفتنش از دست نویسنده آن وقت صرف می کنند. کتاب؛ کتابخوان، صف خرید کسانی که از مشترهای قدیمی و پروپاقرص نمایشگاه کتاب تهران باشند حتما به یاد دارند روزهایی را که مخاطبان سمج برای داشتن نسخه ای از حافظ با خط استاد امیرخانی و یا نهج البلاغه ترجمه مرحوم شهیدی پاشنه در غرفه ناشری را در نمایشگاه کتاب از جا در می آوردند. جلوترها نام هر دفتر شعری از شاعری چون فاضل نظری که عمده آنها برای نخستین بار در نمایشگاه کتاب تهران عرضه می شد؛ صف های طویلی را برای تصاحب نسخه ای از آن با امضای شاعر در نمایشگاه شکل می داد و بعدترش نویسنده ای چون رضا امیرخانی و سید مهدی شجاعی و مصطفی مستور با هر حضوری در نمایشگاه و یا کتابفروشی در کشور جمعیت انبوهی از مخاطبانی را پیرامون خود می دیدند که برای داشتن امضای آنها پای یک کتاب و یا دیدن آن و شاید همکلامی، ساعت ها روی پا می ایستاند. با این همه آمارها و نیز وضعیت عمومی نشر در ایران حکایت از آن دارد که شمار آثار و صاحبان آثاری که چنین اشتیاقی برای آنها در داخل وجود دارد چندان بالا نیست و در واقع چنان لاغر است که حتی برخی ابایی ندارند این نویسندگان و آثارشان را استثنا و آنچه بر بدنه نشر کشور می رود را حقیقی تلخ و نامرتبط با این رویدادها معرفی کنند و البته کم نیستند افرادی که با تحلیل های عجیب وغیرواقعی فروش و رغبت به این آثار را پدیده ای مهندسی شده می نامند با این همه نگاهی به تمهیدات پیش بینی شده برای فروش دو اثر جنجالی این روزهای بازار کتاب یعنی دو رمان «ر ه ش» نوشته رضا امیرخانی و «عشق و چیزهای دیگر» نوشته مصطفی مستور نشان از پدیده ای دیگر دارد. ناشران هر دو اثر برای تولید و فروش این دو اثر در بازه زمانی منظم و شیوه ای قابل قبول تبلیغات داشته اند. کتاب در شکل قابل قبولی منتشر شده، هر کتاب در نوبت ابتدایی با شمارگان قابل توجه سه هراز نسخه ای منتشر و هر دو کتاب نیز تا پنج نوبت منتشر و برای توزیع مهیا هستند. ناشر هر دو کتاب یک کتابفروشی مستقل برای معرفی اثر داشته است و تور منظمی برای نویسندگان کتاب در سراسر کشور تدارک دیده شده است و البته شبکه توزیع نیز توان خود را برای همراهی با این پروسه همراه کرده است و صد البته نباید از محتوای دو اثر نیز غافل بود. محتوایی که برخاسته از تم فکری نویسنده ای است که در بازه زمانی درازدامنی توانسته مخاطبان بسیاری را با خود همراه و نگاه دارد. حالا می شود این سوال را طرح و برای آن دنبال پاسخ بود. آیا بازار کتاب به ویژه آثار تولید شده توسط مولفان وطنی، الزامات تولید و فروش خود را به درستی سپری کرده است که حالا از بی اعتنایی مخاطب به خود می نالد؟ به عبارت دیگر کتاب درست و اصولی تولید و به دست مخاطبش رسیده که بسیاری دم از بی رغبتی عمومی به آن می زنند؟ نویسنده ایرانی و مساله پرفروش بودن حسن محمودی؛ نویسنده و روزنامه نگار در این زمینه می گوید: کمتر استقبالی را در حوزه کتاب می توان بدون پیشینه و پشتوانه تصور کرد. استقبال از «رهش» تازه ترین رمان رضا امیرخانی هم جدای از این امر نیست و به حتم عطف به سابقه ی این نویسنده و کتاب هایش دارد. رمان «من او» به بیش از پنجاه چاپ رسیده است و چند دهه است که کتاب های این نویسنده خوانده می شود و نویسنده اش نیز رفتاری مردمی دارد و با مخاطبان خود همراه است. بنابراین هیچ غیره منتظره و عجیب نیست که رمان تازه منتشر شده اش در برخورد اول، بیش از 400 نسخه فروش برود. محمودی اما در ادامه با طرح این سوال که چرا چاپ 3000 تایی رمان امیرخانی یکجا در جشن رونمایی فروش نمی رود، می گوید: می توان تصور کرد که لااقل از جمعیت هشتاد میلیونی کشور ما، یک میلیون نفر کتاب های این نویسنده را خوانده اند. این آمار را نه براساس تیراژ نسخه های چاپی می گویم، بلکه با توجه به مراجعه به کتاب خانه ها و دانلودها هم هست. با این اوصاف من می گویم وضعیت کتاب و کتابخوانی در ایران چندان خوب نیست که رونمایی کتاب جدید رضا امیرخانی بعد از 6 سال، به 500 نسخه هم در تهران نمی رسد. اما این که در رونمایی رهش، تعداد نسخه های فروش رفته برابری می کند با تیراژ کتاب داستان نویسنده مطرح ایرانی دیگری، آن وقت این پرسش قابل طرح است که چرا رضا امیرخانی همچنان می فروشد؟ وی در پاسخ به این سوال می گوید: باید این سوال را پرسید که چرا نشر افق فقط یک رضا امیرخانی دارد؟ یا چرا نشر چشمه فقط یک مصطفی مستور دارد که در آیین رونمایی کتابش شاهد صف طولانی باشیم؟ و مهم تر این که چرا نشرهایی که داستان ایرانی هم منتشر می کنند در طول چندین دهه فعالیت نویسندگانی همچون رضا امیرخانی یا مصطفی مستور ندارند تا در زمان انتشار کتاب های شان شاهد چنین استقبالی باشیم؟  پاسخ  به این پرسش و تامل در آن از ضرورت های روزگار ماست. در وهله اول شکی نیست که ناشران ایرانی در این حوزه دچار خطا شده اند. به دلایل متعددی موفق نشده اند تا بر نویسنده ایرانی سرمایه گذاری کنند. اگر امروزه رضا امیرخانی یا مصطفی مستور می فروشند و در دیدارهای مردمی با استقبال رو به رو می شوند، کمتر ربطی به سرمایه گذاری ناشران شان دارند و بیشتر از همه به تلاش و تقلا و جریان سازی خود نویسندگان برمی گردد. شما نام های پرفروش دیگر و جریان ساز را هم از همین زاویه بررسی کنید تا متوجه ماجرا بشوید. روایتی از وادادگی ناشران ایرانی در چاپ اثر این روزنامه نگار و منتقد ادبی ادامه می دهد: که انتظار می رود ناشر ایرانی بجای تولید انبوه نویسنده و تن دادن به چاپ اثر هر از راه رسیده ای، تمرکزش را بر نویسندگان معدودی بکند و حتم داشته باشید که نتیجه اش را هم خواهد دید. اگر از این زاویه نگاه کنیم و تصور کنیم که هر کدام از ناشران فعال در حوزه ادبیات داستانی، یک یا دو نویسنده شاخص و چهره و محبوب در اقبال عمومی داشته باشند، وضعیت ما بسیار خوب خواهد شد. اما چه باید کرد که ناشر ایرانی آماده خور است و با دست درازی به پرفروش های جهانی، در نبود قانون کپی رایت، در وهله ی اول نویسنده ایرانی را بی قدر می کند و او را به حال خودش رها می نماید و هزار بار بر سر او این حرف را آوار می کند که داستان ایرانی فروش ندارد و فروش 2000 نسخه ای رمانی آماده پسند خارجی را چماق می کند بر سر نویسنده ایرانی. محمودی در ادامه با نگاهی به آسیب های اطلاع رسانی در زمینه کتاب در کشور می گوید: مخاطب ایرانی هم برای داستان ایرانی صف می کشد و از آن حمایت می کند، به شرطی که موانع برطرف شود. به شرطی که اصلا مخاطب ایرانی از تولید ایرانی باخبر شود. لازمه این گزارش است که از صدا و سیما بپرسید چرا دوربین های تان در آیین رونمایی کتاب های جدید رضا امیرخانی و مصطفی مستور نیست؟ چرا خبر رونمایی و استقبال کتاب ها را رادیو و تلویزیون پخش نمی کند؟ آیا به راستی انتشار کتاب جدید نویسنده شناخته شده و پرطرفدار ایرانی به اندازه انحراف یک قطار در ناکجا آباد جهان اهمیت ندارد که ماجرای انحراف قطار از ریل پوشش خبری و تصویری داده می شود و دریغ از یک سطر خبر یک لحظه ای تصویر از صحنه ناب دیدار مخاطبان مشتاق ایرانی با نویسنده محبوبش. از سوی دیگر نمی توان دست های پیدا و ناپیدایی را نادیده گرفت و انکار کرد که همیشه نگران چهره های تاثیرگذار و محبوب و پرخواننده در ادبیات بوده اند و به نویسنده به چشم عامل نفوذ بیگانه نگاه کرده اند و در حالی که داستان ایرانی را با این نگاه تضعیف و سرکوب کرده اند، با آغوش باز اجازه داده اند تا ادبیات بازاری و مبتذل خارجی که تولید فرهنگ بیگانه است، در صدر پرفروش های بازار کتاب ایران بنشیند و قدر ببیند و از رایانه دولتی هم برخوردار شود. آداب جذب مخاطب احسان رضایی نویسنده و روزنامه نگار نیزبا اشاره به پدیده صف های مردمی برای خرید کتاب می گوید: اگر می خواهیم که برای کتاب و هر کتابی در کشور ما نیز مانند جشنواره فیلم فجر صف بندی شود  و مخاطبان پر و پا قرصی داشته باشد باید پیش نیازهای این اتفاق را نیز تامین کنیم. وی ادامه می دهد اینکه یک نویسنده چندین روز برای معرفی اثرش وقت می گذارد. شهر به شهر به دیدار مخاطبان کتاب می رود و کار تازه اش را معرفی می کند یکی از همین الزامات است. نویسنده نیاز دارد تا ارتباط حرفه ای مستمر با مخاطب خود داشته باشد و باید این ارتباط به هر شکلی تامین و حفظ شود. خیلی از نویسندگان ایرانی اما قائل به این نیستند. انگار منتظرند مخاطب به سراغش بیاید نه اینکه او به سراغ مخاطب برود. به عنوان مثال نویسنده ای مانند رضا امیرخانی یک وب سایت منظم دارد که دائم به روز می شود و کانال ارتباطی و معرفی او به مخاطبانش است. اتفاقی که این روزها برای کتاب او و کتاب آقای مستور و یا کتاب یوسف علیخانی در حال شکل گیری است می تواند یک جریان باشد به شرط اینکه خود را ملزم به این بدانیم که پیش شرط های لازم برای حیات این چنین جریانی را تامین کنیم رضایی همچنین گفت:  صف کتاب این روزها بار دیگر نشان داد که قطعا آثار ایرانی در مقابل آثار ترجمه می توانند حرف های زیادی برای گفتن داشته باشند. هر چه مخاطب بتواند با فضای رمان همذات پنداری بیشتری داشته باشد به آن بیشتر مایل می شود و به همین اعتبار حس می کنم که آینده رمان ایرانی نسبت به آنچه در این زمینه پشت سر گذاشته ایم پررنگ تر خواهد بود.ما نویسنده جوان و با استعداد زیادی داریم و شاهد رویکردهای تازه و تجربه های تازه ای در رمان ایرانی هستیم که به نظرم دنباله دار خواهد بود. جریان داستان فارسی این روزها بسیار روشن است و می شود به آن امیدوار بود. بر همین اساس می توان دیگر با قطعیت بیشتری این اظهار نظر را داشت که آینده کتاب و ادبیات ایرانی و حتی بخش وسیعی از آنچه امروز بر آن می رود درخشان و قابل اعتناست به شرط آنکه سلوک و آداب مواجهه با کتاب، کتابخوان و معرفی اثر برای او و نظام دسترسی او به اثر را به درستی و با شناخت اقتضائات روز مخاطب سامان بدهیم. داستان و کتاب ایرانی زنده است به شرط آنکه بخواهیم زنده بودنش را باور کنیم. منبع:مهر