counter create hit

مطالب مرتبط:

طنز؛ کنکورت را هضم و دفع کن

میثم ابراهیم نژاد بازرگانی در ستون طنز روزنامه جهان صنعت نوشت: همین الان که دارم این متن را می نویسم، تنها چیزی که باعث شده دست به قلم شوم، صدای نخراشیده روی مخی است که دارد از داخل تلویزیون داد می زند که: «کنکوری ها! برای شما یه برنامه درجه یک داریم. اگر ب ...

پیگیری ویژه برای درمان قربانی اسیدپاشی تبریز

گفت وگوی روزنامه «شهروند» با پزشکی که داوطلبانه وضع درمانی قربانی اسیدپاشی در تبریز را پیگیری می کند را می خوانید.

انهدام باند بین المللی قاچاق مواد مخدر در کرمان

دادستان عمومی و انقلاب کرمان از انهدام یک باند بین المللی مسلح قاچاق مواد مخدر قبل از ورود به استان کرمان خبر داد.

عطوان: ترامپ به دنبال قدرت از دست رفته است

'عبدالباری عطوان' تحلیلگر مسایل عرب در واکنش به تهدیدهای موشکی آمریکا علیه سوریه معتقد است که 'دونالد ترامپ' می خواهد قدرت نمایی کند تا شکست خود را در منطقه به نحوی جبران کند. ...

پیشنهادهای فرهنگی آخر هفته

«فِراری» ساخته داود نژاد، احتمالا متفاوت ترین فیلم روی پرده است، داستان دختری که به دنبال رویاهایش در شهر می چرخد و با جامعه ای پر مخاطره مواجه می شود. ...

بحران امید و اعتماد، در انتظار جامعه ایران

یک جامعه شناس درباره تأثیر نوسانات ارزی اخیر بر وضعیت روانی جامعه می گوید: «وقتی جامعه از نظر روانی آسیب ببیند هر اتفاقی می تواند آثار مخرب چند برابر به بار بیاورد. در همین مسئله ارز ما شاهد هستیم که مردم به مسئولان اعتمادی نشان نمی دهند و وقتی گفته می شود که قیمت دلار ...

روسای 10 استان دانشگاه آزاد اسلامی منصوب شدند

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در احکام جداگانه روسای 10 استان و مرکز استان این دانشگاه را منصوب کرد.

محبوس شدن دو کارگر در بالابر

دو کارگر افغان که در بالابر مغازه گیر کرده بودند، علی رغم تلاش آتش نشان ها به دلیل جراحات وارده فوت کردند.

روسیه بار دیگر به آمریکا و متحدانش هشدار داد

وزارت خارجه روسیه در بیانیه ای درباره آنچه پیامدهای سیاست های ماجراجویانه آمریکا و متحدانش برای امنیت و صلح بین المللی اعلام شده است، هشدار داد.

مدودف: اظهارات آمریکا علیه سوریه، مضحک است

نخست وزیر روسیه اظهارات اخیر رئیس جمهور آمریکا درباره حمله به سوریه را «مضحک و جنگ طلبانه» توصیف کرد.

۵۴ اثر تاریخی کشور در لیست موقت ثبت جهانی

معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از افزایش 35 درصدی میزان بازدیدکنندگان از اماکن تاریخی و موزه ها در نوروز 97 نسبت به مدت مشابه سال قبل خبر داد. ...

نحوه دریافت ارز مسافری و دانشجویی

سخنگوی بانک مرکزی با تشریح نحوه مراجعه متقاضیان دریافت ارز مسافرتی، دانشجویی و درمان به شعب بانک های عامل از مردم خواست برای دریافت ارز مسافرتی به فرودگاه ها مراجعه نکنند. ...

بشار اسد: شرایط کنونی سوریه حساس است

آیت الله اراکی دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی با رئیس جمهور سوریه دیدار کرد.

تاریخی برای فیلتر تلگرام اعلام نشده است

دبیر شورای عالی فضای مجازی گفت: نه تنها هنوز تصمیمی برای فیلتر تلگرام گرفته نشده است، بلکه تاریخی هم برای آن اعلام نشده است.

توصیه مهم پدر داستان نویسی, کتاب جدید; ساده نوشتن

توصیه مهم پدر داستان نویسی نوین به نویسندگان؛ ساده بنویسید

خبرگزاری مهر-وزارت فرهنگ: پدر داستان نویسی مدرن ایران آغازگر سبک واقع گرایی در داستان است. کسی که یک داستان کوتاه به زبان انگلیسی نیز مدیون او است. Mmdth خوشحالم که نویسنده و مترجم که در ژانویه سال ۱۲۷۴ هجری شمسی به دنیا آمد و در یک روز یعنی در روز هفدهم از ماه نوامبر ماه از سال ۱۳۷۶ در.... پانزده ساله بود که در آن زمان محمد علی شاه قاجار ایران به مجلس پدرش او را به بیروت فرستاده شد تحصیلات خود را ادامه دهد. وی پس از چند سال و از راه مصر به فرانسه و سپس سوئیس رفت و تحصیلاتش را ادامه داد. در همان سال‌ها بود که به ادبیات و شعر علاقه‌مند شد و ضمن رفت و آمد با برخی از اهالی ادبیات، با برخی نشریه‌های فارسی زبان خارج از کشور همکاری کرد و البته مدتی هم سرپرستی دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در اروپا را پذیرفت. و اما یکی از مشهورترین آثار به یادگار مانده از او، «یکی بود؛ یکی نبود» نام دارد که ۶ داستان کوتاه و از جمله داستان کوتاه «فارسی، شکّر است» در آن به چشم می‌خورد. باید گفت که او به همه نویسندگان و البته داستان سرایان توصیه داشت تا به زبان ساده و همه فهم بنویسند و «فارسی شکر است» نیز در حقیقت، یادآوری داستانی همین نکته است. داستان‌ در زندانی‌ اتفاق‌ می‌افتد که‌ جوانی‌ روستایی و البته ‌بخت‌ برگشته، ‌ بی‌جهت‌ در آن‌ گرفتار آمده‌ است‌ و در آن‌ یک‌ مرد تحصیل کرده‌ و یک‌ مرد فرنگی‌ مآب‌ هم‌ زندانی‌ هستند. در آنجا، جوان‌ روستایی‌ که‌ نمی‌داند چرا زندانی‌ شده؛ علت‌ را از آنها می‌پرسد؛ ولی‌ از فارسی‌ نامفهومشان‌ چیزی‌ نمی‌فهمد و می‌پندارد که‌ با زبان‌ جنّیان‌ صحبت‌ می‌کنند! او در بخشی از این داستان، چنین نوشته است: «من در بین راه تا وقتی که با کرجی از کشتی به ساحل می‌آمدیم از صحبت مردم و کرجی ‌بانها؛ جسته جسته دستگیرم شده بود که باز در تهران، کلاهِ شاه و مجلس توی هم رفته و بگیر و ببند از نو شروع شده و حکم مخصوص از مرکز صادر شده که در تردّد مسافرین، توجه مخصوص نمایند و معلوم شد که تمام این گیر و بست‌ها از آن بابت است. مخصوصا که مامور فوق‌العاده‌ ای هم که همان روز صبح برای این کار از رشت رسیده بود، محض اظهار حُسن خدمت و لیاقت و کاردانی،  تر و خشک را با هم می‌سوزانَد و مثل سگ‌هار به جان مردم بی ‌پناه افتاده و درضمن هم پا تو کفش حاکم بیچاره کرده و زمینه‌ ی حکومت انزلی را برای خود حاضر می‌کرد و شرح خدمات وی دیگر از صبح آن روز، یک دقیقه ‌ی راحت به سیم تلگراف انزلی به تهران نگذاشته بود.» و این هم، بخش دیگری از همین داستان کوتاه که زبان پُر طمطراق افراد هم سلول با آن جوان را یادآور می‌شود: «گفتم: داداش جان! اینها نه جنی‌اند؛ نه دیوانه، بلکه ایرانی و برادر وطنی و دینی ما هستند. رمضان از شنیدن این حرف مثل اینکه خیال کرده باشد من هم یک چیزیم می‌شود نگاهی به من انداخت و قاه قاه بنای خنده را گذاشته و گفت: تو را به حضرت عباس آقا دیگر شما مرا دست نیندازید. اگر اینها ایرانی بودند چرا از این زبانها حرف می‌زنند که یک کلمه ‌اش شبیه به زبان آدم نیست؟ گفتم: رمضان! این هم که اینها حرف می‌زنند؛ زبان فارسی است؛ مُنتهی ... ولی معلوم بود که رمضان باور نمی‌کرد و بینی و بین‌ الله حق هم داشت و هزار سال دیگر هم نمی‌توانست باور کند و من هم دیدم زحمتم هدر است...» داستان کوتاه دیگر در مجموعه "یکی بود؛ یکی نبود"، داستان "کباب غاز" است که اینگونه آغاز می‌شود: «شب عید نوروز بود و موقع ترفیع رتبه. در اداره با هم‌قطارها قرار و مدار گذاشته بودیم که هرکس اول ترفیع رتبه یافت؛ به عنوان ولیمه یک مهمانی دسته ‌جمعی کرده، کباب غاز صحیحی بدهد دوستان نوش جان نموده؛ به عمر و عزتش دعا کنند. زد و ترفیع رتبه به اسم من درآمد. فورن مسأله ی مهمانی و قرار با رفقا را با عیالم که به تازگی با هم عروسی کرده بودیم در میان گذاشتم. گفت: تو شیرینی عروسی هم به دوستانت نداده ای و باید در این موقع، درست جلوشان درآیی؛ ولی چیزی که هست چون ظرف و کارد و چنگال برای دوازده نفر بیشتر نداریم یا باید باز یک دست دیگر خرید و یا باید عد ه‌ی مهمان بیشتر از یازده نفر نباشد که با خودت بشود دوازده نفر. گفتم: خودت بهتر می‌دانی که در این شب عیدی، مالیه از چه قرار است و بودجه ابدن اجازه‌ ی خریدن خرت و پرت تازه نمی‌دهد و دوستان هم از بیست و سه‌ چهار نفر کمتر نمی‌شوند. گفت:...تنها همان رتبه‌های بالا را وعده بگیر و مابقی را نقدن خط بکش و بگذار سماق بمکند. گفتم:ای ‌بابا، خدا را خوش نمی‌آید. این بدبخت‌ها سال آزگار یک ‌بار برایشان چنین پایی می‌افتد و شکم‌ها را مدتی است صابون زده ‌اند که کباب ‌غاز بخورند و ساعت‌ شماری می‌کنند. اگر از زیرش در بروم چشمم را در خواهند آورد و حالا که خودمانیم، حق هم دارند. چطور است از منزل یکی از دوستان و آشنایان، یک‌دست دیگر ظرف و لوازم عاریه بگیریم؟ با اوقات تلخ گفت: این خیال را از سرت بیرون کن که محال است در میهمانی اول بعد از عروسی بگذارم از کسی چیز عاریه وارد این خانه بشود؛ مگر نمی‌دانی که شگون ندارد و بچه ‌ی اول می‌میرد!؟ گفتم: پس چاره‌ای نیست جز این‌که دو روز مهمانی بدهیم؛ یک روز یک‌ دسته بیایند و بخورند و فردای آن روز، دسته‌ دیگر. عیالم با این ترتیب موافقت کرد و بنا شد روز دوم عید نوروز، دسته  اول و روز سوم، دسته‌ ی دوم بیایند...» از محمدعلی جمالزاده، آثار دیگری نیز مانند «سر و ته یه کرباس»، «دارالمجانین»، «صندوقچه اسرار»، «تلخ و شیرین»، «قصه ما به سر رسید»، «یاد و یادبود»، «کهنه و نو»، «آسمان و ریسمان» و «خاک و آدم» نیز به یادگار مانده است. و اما یکی دیگر از تلاش‌های ادبی این داستان نویس مشهور، جمع آوری داستانهای مثنوی معنوی است که «بانگ نای» نام دارد. او «فرهنگ لغات عامیانه» را نیز جمع آوری کرده است. نباید فراموش کرد که جمالزاده علاوه بر تألیف داستان‌های کوتاه و رمانهای فارسی، مقاله‌های پژوهشی متعدد و البته ترجمه‌هایی هم به زبان فارسی انجام داده است که ترجمه داستان‌هایی از نویسندگانی مانند ایبسن، مولیر و برناردن دوسن پیر از آن جمله است.